خرید بک لینک
روزنامهی سراسری سایهدوشنبه ۱۷ بهمن ماه ۱۴۰۱شماره ۲۷۰۹با انتشار شعرهایی از #ابراهیم_اورامانی با برگردان #زانا_کوردستانی در ستون خودنویسدانلود صفحه ۱ روزنامه دانلود صفحه ۳ روزنامه + نوشته شده در ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ ساعت 5:33 توسط ■■■■■■■  | 

برچسب: نویسنده: علی جلالی تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 15:40

سایت کانون فرهنگی چوک
انتشار برگردان شعرهایی از نامق هورامی


آپلود عکس


http://www.chouk.ir/anjoman-shear/shear-tarjomeh/18085-2023-02-05-11-40-25.html

+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۱۱/۱۸ ساعت 5:30 توسط ■■■■■■■  | 

برچسب: نویسنده: علی جلالی تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 15:40

انتشار اشعار نامق هورامی
با برگردان زانا کوردستانی
در سایت مشعل افغانستان


آپلود عکس


http://mashal.org/blog/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%82-%d9%87%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/

+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۱۱/۲۰ ساعت 10:59 توسط ■■■■■■■  | 

برچسب: نویسنده: علی جلالی تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 15:40

استاد "همایون رحیمیان" شاعر کرمانشاهی، زادهی گیلانغرب است. وی شاعری با احساس که غزلها و دوبیتیهایش سرشار از نگاه ناب عاشقانهی اوست. کتاب "گریه کن گل شقایق فصل زرد خشکسالی است" مجموعهای از اشعار ایشان است که در سال ۱۳۸۵ توسط نشر شاکر، چاپ و منتشر شد.▪نمونهی شعر کوردی:(۱)[زرده خزان] کپوو زرده خزان هات و ته ناتی شِنَهی ولنگِ رزان هات و ته ناتی کپوو چیو آگرِ ژیرِ خوهلهکو...کِهزهی سوزِ سِقان هات و ته ناتی چراخِ قریَهگان خاموش بیون وشَوِ حسرت له بان هات و ته ناتی چنی روژم پیِ روژان وه سر چی چنی شَو پی شَوان هات و ته ناتی چنی احساسَگم گُل کِرد اِرای تو چنی شعرم له گیان هات و ته ناتی کپوو له باخِ احساسِ شهویلِم خِشَی ولنگِ خزان هات و ته ناتی کپوو گیان هایده کو... یادِت بِمینی که وختِ کوچِمان هات و ته ناتی.(۲)تَه چید و آسمان واری له شُونِد مَنَهجی حسرت و زاری له شُونِد تَه چید و خاطرات تَه نِشانِن دو صد زخمِ غمِ کاری لَه شُونِد.(۳)ته چید و آسمانم گیره سردابلوزهی آگرم له بال و پر دامن و کوچ غم آلود ته نازاردلی بشکی یهکی آخر خَوَر دا.(۴)خدا زانی ته نازارِ خُوَمیدِنرزِ قرمز له گلزارِ خُوَمیدِنمِن و شِکوَه له آزارِ ته هرگز ته نازارِ دل آزارِ خُوَمیدِن.(۵)بنووڕه گوڵوەنی یِ مێخەکیه وَ ئِی خفتانِ نازِ پۊلەکیه بنووڕه ئِی بتِ کەڵهر نشینه وَ کلگەیلِ قەشنگِ پیچەکیه.(۶)وه قوروان خود و ئَو گُلوَنیتَه فداییِ بژانگِ سوزنیتَه لَه کِل گَیلِ تَه زیبایی رِشیدِنخلافِ قلبِ سردِ آهنیتَه.▪نمونهی شعر فارسی:(۱)[انگار نه انگار] به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگارپرم از حسرت دیدار و تو انگار نه انگار دوستت دارم و دانم که مرا دوست نداریآه از این عشق شرر بار و تو انگار نه انگار آنچه

برچسب: نویسنده: علی جلالی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:50

[فراشعر "طاق"]بافته اند تارهای سیاه گیسویش[طاقبستان]میان سینه ستبر پراوکوهی که کم ندارد هیچ انگارسرش میزند طعنه به قامت آفتاب!شعریست ورد زباناش و سرودشبانه تا سحردایه شده مردمان شهر راسنگ نیست گمانِ منکه نازدانه دختریسترفته به حجلهگاه طاق گستریهر لحظه خوناش روانهست--به شهر!■- برخیز عروسکم!■این گفتهی مام شهر بودکه به دست داشتمجمعهای بزرگصبحانهاش معجون دلپذیردو چند انجیر خشکتا نوش جان کندزیر سوسوی نور چراغعروس شهر باختر به نازپوشیده به تن پر برگ بلوط راابر چون دید رخسارهاشبه حُسن■-بارید وُچشمک زنان به گوش رود غرید■- ای ناز عروس شهر تنت را چه نیاز به ناز دلبران...اما چه حیفصد آهِ سینه سوز!◾️ناگاه رسید از دور مهمان ناخواندهای ناگاه!از قله تا دامنهاش را به خط چوبیا ردِ دردناک یادگاربر اندام ظریفآن نازنینِ شهر مازد نقش زشتغم یک سلطان دارد آن هم تو مام...غمگین شدهدلِ زمان از غم طاقِ ما،بستان که نهسیاه بیشهای شدهستمتروک و ویراناز نافهمی ما!گیر افتاده در مرز زمانساعت و دقیقهها گنگ و مبهماحوال این عروساحوالِ ماهی افتاده به تور صیاد گشنهایست.■- مرمتام پیش کش شمانیافزا بر خرابی حالم ■افتاده به چنگ مردمی خام آه ای عروس خونافتاده به چنگ باغبان نابلد!■-قلبتام مجروح جراحت بیکفایتی شدهستهمت کنید تا خرابتر نشده تنامهمت کنید که روز روشنمپر نکشد به شب سیاه!اما چه شد سرنوشت این عروسِ شوم!اکنون سالهاست محجور شده و تنهابیبرادر و تنها یتیم و دردمندچشم دوخته به راه که شاید کسیدستی کشد به مهر سر و تناش را.#زانا_کوردستانی + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۱/۱۰/۲۸ ساعت ۱۲:۰ ب.ظ توسط ■■■■■■■■■■■■■□ زانا کوردستانی □■■■■■■■■■  |  (W

برچسب: نویسنده: علی جلالی تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 16:26

برگردان شعرهایی از لیلا طیبی به کوردی(۱)آسمان که دلش میگیرد، ابری میشودنمیدانم چرا من،هوای گریه دارم!

برچسب: نویسنده: علی جلالی تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 16:26

استاد "ولی فولادی منصوری" معروف به "ولیالله"، شاعر، نویسنده، تاریخدان، و پژوهشگر کرد کرمانشاهی، در سال ۱۳۳۹ خورشیدی، در روستای چیکان علیا، از توابع دهستان منصوری شهرستان اسلامآباد غرب دیده به جهان گشود.ایشان اصالتن از طایفهی بالا، ایل منصوری، و فرزند "درویش خان"، از نوادهگان "خان منصور ایلخانی کلهر" و شاعر و عارف قرن یازدهم است. "خان منصور ایلخانی" فرزند "میر میدان"، نوه "منصور خان"، از امرای ماهیدشت (منصور و شهباز) به سند شرف نامه اثر "امیر شرف خان بدلیسی" در صفحهی ۴۱۳ که این کتاب نخستین کتاب تاریخ کرد و کردستانِ تحریر یافته به سال ۱۰۰۲ هجری قمری، در دوره صفویه است. استاد فولادی، دوران مقدماتی را در زادگاه خود، چیکان علیا و راهنمایی و دبیرستان را به صورت شبانه و داوطلب آزاد در کرند و اسلام آباد گذراند و سپس به ادامهی تحصیلات تکمیلی پرداخت و موفق به اخذ مدارک کاردانی و کارشناسی در رشتهی علوم اجتماعی و کارشناسی ارشد در رشتهی تاریخ ایران اسلامی شد.در سال ۱۳۵۶ در کتابخانهی عمومی استخدام شد و در سال ۱۳۵۹ به ثبت احوال منتقل و در مناطق مختلف اسلامآباد، کرند، گیلانغرب، سرپلذهاب، خرمآباد و کوهدشت و دوباره اسلامآباد و بخش حمیل خدمت نمود و در سال ۱۳۸۶ به افتخار بازنشستگی نائل شد. پس از بازنشستگی با توجه به علاقهای که به شعر داشتند، مدتی در انجمن شعر و ادب کلهر، در جوار استاد نیکنژاد حضور داشت. اما به تدریج متوجه مطالعات تاریخی شد و در بررسیهای به عمل آمده با کمال ناباوری دیدند که ایل بزرگ کلهر با قدمت بیش از دو هزار و پانصد ساله و با وجود فرهیختگان و ادبای مناطق مختلف کلهرنشین، تاریخی ندارد و باید تاریخ کلهر را در لایبهلای کتب جستجو کرد. ایشان با شروع مطالعه و صرف

برچسب: نویسنده: علی جلالی تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 16:26

صفحه بندی